کردها ‏ کردها جدا از مادها وپارسها نبوده اند وجایگاهشان درسرتاسر ایران است .‏ سرزمین ماد درقرون باستانی هزاره اول پیش ازمیلاد تا قرنها پس از سقوط هخامنشی ها ‏شامل دو قسم به نامهای "ماد خرد" و" ماد بزرگ " بوده است .‏ ماد خرد به مجموعه اراضی " ماد آتروپاتن " اطلاق می شده است .‏ آترatr ‎‏ به معنای آتش , نام ایزدی است .‏ سرزمین ماد آتروپاتن از رود ارس دره قره سو تا دریاچه وان آرمینه درشمال قسمتی از مناطق غربی ‏زاگرس ودشت پهناور بین النهرین تا رودهایش بخش علیای رود زاب کوچک وبخش وسطای مسیر رود ‏دیاله یا ایالت نمرnamr ‎‏ ازجنوب به بابل [ یوری دراوستا با بیروش‎ babirush ‎‏ درکتیبه های ‏پارسی باستان محدود بوده است .یعنی بخش علیای روددیاله به گفته دیاکونوف [ درتاریخ ماد ] ‏درمثلث شهرهای کنونی سلیمانیه ؛ زهاب ؛وسنندج از اواسط قرن 9 ناحیه مذبور پارسوا نامیده ‏می شده است .‏ وسرزمین ماد بزرگ به ناحیه کوهستانی پهناور زاگرس ؛ شامل مناطق اسپدان ‏espadan ‎‏ ورگا ‏rhaga‏= ری پاسارگاد سوشیانا تا خورآسان = خراسان وگیهون = گهون جیحون = وِهرود امتداد ‏داشته است .‏ درمنابع پهلوی ودر متن پهلوی وترجمه فارسی {کارنامه اردشیر بابکان = ارتخشیر از شاه کردان ِ مادی ‏‏} نام برده شده است به سپاه کردانِ ِ شاه مادی به صورت سپاه مادیگان یعنی سپاه مادان تصریح شده ‏است .‏ کارنامه اردشیر مربوط به شرح وقایع سقوط پارتی ها وروی کار آمدن ساسانیان است نام مادها معرف ‏طابفه ای از قوم ایرانی است .‏ تصریح مکرر به کرد مادی ؛ مادی کرد بی هیچ تردیدی نشان می دهد که نام کرد بعنوان انتساب به ‏محل صفت ومادی معرُفِ قومیت مردمی است که در گویش یونانی رائج در عصر پارتی ها منصوب به ‏‏« کردوئن » یا « کردو » بودند .‏ اسنادی نشان می دهند که مادر بزرگ اردشیر ساسانی « دینگ ‏dinag‏» یا رام بهشت دختر گوچهر به ‏کتابت طبری جوزهر پادشاه بازرنگی از سلسله پادشاهان محلی پارس فرمانروای « دژسپید » [ بیضا ء ‏فارس] است .« ابن اثیر در[ کامل ] معرب آنراالباد رنجین آورده «طبری » الباذرنجین و« مسعودی» ‏درالتنبیه والاشراف : البارنجان و« ابن بلخی » رم البازنجان آورده که قول همگان برآن آنست که این ‏طایفه از بازماندگان کردهای پارس قدیم وفارس بعدی است .‏ خطاب فرستاده اردوان به اردشیر به عنوان ای کرد برای پارسی ها ومادها درتمام وقایع روی کار آمدن ‏اردشیر ووحدت مجدد طایفه های ایرانی علیه روم زادگان پارتی حامی اردشیر بودند نمی توانسته ‏مفهومی غیر از قومیت مادی همبسته پارتی را درذهنها تداعی کند .ای کرد خطاب به کسی است که ‏مجد هخامنشیان را احیاء کرد خطاب به کسی است که بعلت انتساب او به طایفه مادی ها ی موبد ‏توانست ایرانیان را از سلطه رومیان حکومتهای محلی یونانیان وهلنیسم فرهنگی رها سازد .‏ اینجا سوالی در ذهن پیش می آید که پس چرا ایرانیان به جای ماد ؛ کردستان را سرزمین خاص کردان ‏دانسته اند در حالی که در تمامی آثا رجغرافیدانان بزرگ قرنهای سوم وچهارم بجای مانده همانند ‏مسعودی 332ه واستخری 340 ه وغیره شهر وسرزمینی وایالت وولایتی منسوب به کرد نبوده ؟‏ چگونه در ایرانشهر ساسانی وسرزمینهای جبال بین النهرین یاد آور هویتی باستانی باشند ولی سرزمینی ‏به نام آنها وجود نداشته باشد آنهم در کشوری که اساس تقسیم بندی های جغرافیایی تاریخی آن ‏مبتنی بر قبایل وطوایف ایرانی بوده است ؟ جوابی برای این سوالات نمی توان یافت چون این سوالات ‏تحت تاثیر شهرت فعلی نام کردستان واقعیت جغرافیایی آن را مسلم دانسته ودر پی شناخت چنین ‏سرزمینی هستیم .‏ پس می توان پرسید اگر کردان بازماندگان طوایف ایرانی قوم ماد هستند سرزمین قومی وتاریخی آنها ‏کجاست ؟ منظور از آنها ماد هستند که درذهنیت ایرانی جمعی از آنان به نسبت به شهرت یا به صفت یا........... کرد ‏نامیده شده اند .‏ پس آنان مردمی هستند همراه پارسها ؛ سنگ نخستین بنای هویت فرهنگی ایرانی را درسرزمینهای ‏غربی ومرکزی ایرانشهر نهاده اند ونمی توانند قومی محدود ومحصور تلقی شوند که درپی تحقیق ‏اقامتگاه خاص آنان باشیم ........‏ اقامتگاه آنان همانند همه پارسها ؛ همه ایران است .‏ ابن بلخی درفارسنامه حدود 920 سال پیش نوشت وچندان شوکت لشکر فارس را بودی از این کردان ‏بودی .‏ پس سرزمین واقعی کردها به اعتبار هویت تاریخی – فرهنگی ماد همه سرزمینهای ایرانی بوده است .‏ حال چرا نام کردستان برقطعه محدودی از سرزمنهای غربی ایران رائج گردید؟ درکتاب لسترنج [ ‏جغرافیای تاریخی سرزمینهای خلافت شرقی ] درزمانهای اخیر یعنی هنگامی که کردها شهرت وقدرتی ‏پیدا کردند قسمت غربی ایالت جبال : عراق عجم به کردستان معروف شد .‏ مستوفی فروینی درنیمه قرن هشتم هجری برای نخستین بار درتاریخ ایران نام کردستان را دریک ‏متن جغرافیایی نگاشت وی سرزمینهای ایرانی عصر هلاکوییان یا درایران زمین را شامل : بلاد عراق ‏عرب ؛ عراق عجم ؛ آذربایجان اران وموغان ؛ شروان ؛ روم؛ ارمن « دیاربکر وربیعه » خورستان ؛ فارس ؛ ‏کرمان ؛ نیمروز وقهستان وزاولستان ؛ مازندران ؛ قومس ؛ طبرستان ؛ جیلانات و کردستان دانسته است .‏ وی از سمت غرب ایالات جبال= عراق عجم در ایرانشهر منطقه محدودی را بعنوان کردستان تفکیک وبه ‏تقسیمات جغرافیایی ایران زمین افزوده است .‏ سون انگلیسی در سال 1926 هنگامی که در راههای عراق در حرکت بود کردِ تنگدستی را می بیند که ‏شا هنامه فردوسی را از بر می خواند ووی گواهی می دهد که کردستان گنجینه سرای فرهنگ دوران ‏ساسانیان است . ‏ ‎ ‎‏ ‏